تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - مطالب ابر عرفان و تصوف

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

                                   http://s6.picofile.com/file/8249496692/pic_10915_1439961374.jpg


اگر آثار منثور عرفانی امام یکسره تحت تأثیر عرفان ابن عربی است، دیوان اشعار امام رنگ و بویی دیگر دارد و یادآور تعالیم عرفانی مکتب خراسان است. گویی که امام در اواخر دوران حیات خویش به این مکتب روی آورده است.اما عرفان نزد امام چه معنایی داشته است ؟در این نوشتار می کوشیم که عرفان را معنا کنیم و مراد خویش را از این واژه معین نماییم. پس ازارائه تعریفی از عرفان، آن را به دلایلی به چهار معنا افزایش می دهیم و در بسط و شرح هر یک از معانی می کوشیم. در این قسمت به بسط دو معنا از عرفان همت خواهیم گمارد بعد از ارائه و بررسی این معانی، در قسمت های بعد به بررسی رابطة میان عرفان اسلامی و تصوف خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که تصوف، نه عین عرفان اسلامی، بلکه یکی از شعب و تقسیمات آن است. این بحث در بررسی رای امام خمینی (ره) پیرامون عرفان و تصوف، بسیار سودمند و راهگشا خواهد بود........

ادامه مطلب


برچسب ها: امام خمینی، مجذوبان، مجذوبان نور، عرفان، عرفان و تصوف، عرفان وتصوف، صوفی گری،
مطالب مرتبط: http://www.imam-khomeini.ir/fa/n51570،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 توسط : v .y
                                       مجذوبان نور
از دیدگاه صوفیه تمام مرام های موجود در جهان برحق هستند و اختلاف مذاهب را اختلاف در رنگ و صورت می شمرند. تمام فرق و مذاهب و فلسفه ها در چشم آنان در حکم نردبانی برای عروج است. (تاریخ تصوف در ایران ص429)



ادامه مطلب


برچسب ها: مجذوبان نور، صوفیسم، تصوف، عرفان و تصوف، عارف و صوفی، majzooban.org، majzooban،
مطالب مرتبط: http://antisoofi.parsiblog.com،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 26 اردیبهشت 1394 توسط : v .y
                                                     گنابادیه

 حافظ دائما ازعارف به نیکی یاد و از صوفی مذمت میکند.و این خود دلیل روشنی است بر آنکه عارف و صوفی نزد او دارای دو معنای کاملا متفاوت بوده است.درباره عارف میگوید:
سر خدا که عارف سالک به کس نگفت+درحیرتم که باده فروش از کجا شنید (1)
عارفی کو کند فهم زبان سوسن+ تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد                                             

و در باره صوفی میگوید:
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم+ شطح و طامات به بازار خرافات بریم(2)
..............
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد+ بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم+ زآنچه آستین کوته و دست دراز کرد(3)

آستین کوته یعنی همان خرقه درویشان که معمولا آستین کوتاه بوده است ودست دراز کنایه از آن است که صوفیان به حق خود قانع نبوده و از حریم خود تجاوز می کنند.

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد+ ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان + تا سیه روی شود هر که در او غش باشد(4)

و در جای دیگر عمل درویشان را عمل دجال و روش آنان را همان روش افراد ملحد دانسته است:
کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل+ بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید(5)
...........................................................................
1- لسان الغیب با تصحیح پژمان بختیاری ص239
2-همان ص169
3-همان ص367
4-همان ص129
5-همان ص155




برچسب ها: حافظ، مزار سلطانی، مجذوبان نور، عارف، عرفان و تصوف، عارف و صوفی، majzooban noor،
مطالب مرتبط: ادیان نت، نشر راه نیکان، فرقه نیوز، صوفیه نت، مزار سلطانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 دی 1393 توسط : v .y